به پادکست من خوش آمدید؛ پادکست Dr. Techwise

من سید رضا عبادی هستم و افتخار دارم که میزبان شما در این پادکست هستم.
پزشک هستم و در حال حاضر پزشکی عمومی، اما هیچوقت نتونستم علاقه ی وصف ناشدنی ام به دنیای پر از جذابیت، نوآوری تکنولوژی و دیجیتال رو رها کنم و فقط به رشته ای که در اون تحصیل کردم بپردازم. مدتها ایده های متعددی به ذهنم میرسیدند و سعی میکردم اونها رو عملی کنم و الان هم ایده های بیشماری دارم ولی در حال محقق کردن یکی از اونها به کمک شما هستم. امیدوارم انقدری انگیزه و روحیه بگیرم که این کار رو که واقعا دوست دارم، تا بالاترین مراحلش ادامه بدم.
من از زمانی که دنیای تکنولوژی و کامپیوتر رو شناختم شروع به یادگیری کردم، یادگیری که به کمک استاد یا دانشگاه نبود ولی با ساعتها جست و جو مطالب آموزشی و پایگاه های اطلاعاتی موجود در سطح اینترنت سعی میکردم بیشتر و بیشتر از این دنیای بی انتها لذت ببرم. از حدود ۸ سال قبل- متاسفانه یا خوشبختانه- همزمان با مرگ استیو جابز با این شخصیت و کارهایی که برای دنیایی که عاشقش هستم انجام داد آشنا شدم و از اون به بعد بیش از پیش عاشق پیشرفت با سرعت فراتر از نور این فناوری های نوین شدم. مدتی مقالاتی در وبسایت معتبری درباره محصولات دیجیتال نوشتم، وارد سالهای پرکار و دردسر پزشکی شدم و تقریبا فعالیت مقاله نویسی متوقف شد، اما همچنان ماجراجویی نه تنها کم نمیشد، بلکه بیشتر و پخته تر میشد به طوریکه سعی کردم با دروس آنلاین سایتهای معتبری مثل Coursera یا Udemy مطالب رو آکادمیک و پایه ای تر یاد بگیرم. سری به HTML زدم و همچنین برنامه نویسی با زبان جدید Swift در زمینه بررسی سخت افزارها و همچنین نرم افزارهای مختلف، اطلاعات دقیقتری کسب کردم، بعد از مدتی شروع به ماجراجویی های سخت افزاری مثل باز کردن و تعمیر گوشیهای مختلف و حتی لپ تاپ ها کردم. همه ی اینها فقط به من ثابت می‌کرد که دنیا علیرغم همه ی ناملایمات و بدی هاش خیلی جذاب و زیبا میتونه باشه.
در کنار تمام این فعالیتها نمیتونم علاقه م به پزشکی رو کتمان کنم. پزشکی برای من به اندازه دنیای جی کی رولینگ و هری پاترش جادویی و جذابه. همه ش پر از رمزگشایی و معماس، رمزگشایی از مسائلی که زندگی یک فرد رو دگرگون میکنه. پر از ریسک و جسارته و من عاشق همه ی اینها هستم. بین رشته های پزشکی بیشتر از همه علاقه ام به روانپزشکی ست و اینکه شاید با کلماتی که از دهانتون خارج میشه، زندگی یک فرد از تاریکی به روشنایی برسه یا حتی یک تشخیص و درمان درست و به موقع، فردی که مدتهاست درگیر بررسی های پیاپی پزشکی و بدون نتیجه شده رو به زندگی برگردونه. درواقع من از صحبت کردن لذت میبرم، صحبت کردن و دیدن برق امید و خشنودی در چشم افرادی که شاید از هیچ پزشکی توضیحات اینچنینی نشنیدن. وقتی مدت زیادی رو به ویزیت اونها اختصاص میدم و نفر پشت در از انتظار کمی بیشتر نسبت به معمول- بعضی اوقات- در میزنه درسته که ناراحت میشم از این فرهنگ به نادرست جا افتاده، ولی در دلم راضی هستم که حتی فرد بعدی که وارد اتاق میشه میبینه که داستان متفاوتی براش رقم میخوره. وقتی معماهای بیمار رو به شکل یک پازل حل میکنم و براش گاهی سرچ میکنم و به جواب میرسم همون احساسی رو دارم که وقتی یه مهارت جدید درمورد تکنولوژی رو یاد میگیرم، یه حس وصف ناشدنی. وقتی به همراه بیمار به مسئله ای میرسیم که تا به حال کسی به اون دقت نکرده بود، میشه گفت هیچوقت بیشتر از اون  لحظه خوشحال نبوده ام، همونطور که خوشحالی و رضایت رو در فرد مقابلم هم میبینم.
من همیشه بلندپرواز بودم، سخت گیر، وسواس و شدیدا وابسته به نظم و قانون. بی اخلاقی ها همیشه روح من رو آزار داده و میده. بی نظمی، مرگ اخلاق و جمود. تصور مماشات با هرکدوم از اینها من رو به مرز نابودی میکشونه. بلندپروازی کمی با پیشرفت تا انتها فقط در یک عرصه میتونه منافات داشته باشه، اما افرادی بودند که بلندپرواز بودند و پیشرفت هم کرده اند. پیشرفتی که تا انتهای دنیا جاودانشان نگه میداره.
استیو جابز، دکتر کارل گوستاو یونگ و فروید پدر علم روانپزشکی از اسوه های جاودانگی، پویایی و بلندپروازی برای من هستند؛ افرادی که علیرغم تنگ و کوچک بودن دنیای اطرافشان دست از مبارزه بر نداشتند، در خلاف جهت امواج خروشان شنا کردند، خسته نشدند و بالاخره به آن چیز که دنیاشان را بزرگ و متحول کرد رسیدند و البته دنیای ما را هم.
البته این رو هم بگم بلندپروازی به معنای متوهم بودن نیست، من کاملا میدونم در کجا و چه دیستوپیایی دارم زندگی میکنم، بنابراین حداقل تلاشم رو میکنم برای نبرد آماده باشم.

خب معرفی خیلی مفصلی بود‌(فکر می‌کنم گفتم خیلی به صحبت کردن علاقه دارم‌)؛ اما امیدوارم بتونم تک تک رویاهام که با شما شریک شدم رو به واقعیت برسونم.